در معرفی نهضت حسینی، بُعد نظامی و جنگی آن را بر منبرها پررنگتر نشان داده اند و قیام امام را یک انقلاب نظامی معرفی کرده اند. 

نیم نگاهی به وقایع روز عاشورا، بر ذهنیت نظامی بودن این نهضت، خط بطلان می کشد؛ اگر امام حسین (ع) به قصد جنگ آمده باشد حضور زنان و کودکان در صحنه ی عاشورا چه معنی دارد؟! آنان که به سوی جنگ می روند ابتدا خانواده ی خود را به مکانی امن می رسانند که از دسترس دشمن به دور باشند.

آیا امام حسین هیچ مسئولیتی نسبت به خانواده اش احساس نمی کرده؟!! پس چگونه می توانسته نسبت به جامعه، احساس مسئولیت کند؟!!!

آیا از حضور خانواده اش در میدان جنگ، قصد بهره برداری تبلیغاتی  داشته؟!!! 

اینها چیست که به امام نسبت می دهیم؟! اینها روش سیاست بازانِ دغلکار است و امام اگر اهل سیاست بازی بود که عاشورایی اتفاق نمی افتاد!! 

آن که جنگی می افروزد، تصور شکست را هم به ذهن خود راه نمی دهد و با نقشه و تاکتیک نظامی قدم به میدان می گذارد و آن که جنگ بر او تحمیل می شود، به ناگاه خود را در میان معرکه می بیند! 

یزیدیان، با کشتن حسین، حقیقت او را به تاریخ شناساندند و ما داعیه داران دوستی، او را در تار و پود دردهای کوچک خودمان گم کردیم!! ظلمی که از ناحیه ی دوستدارانِ بی مغز، به این خانواده وارد شده بسی بزرگتر از ظلمی است که دشمنانشان روا داشته اند!! 

چند سال پیش، در سالروز شهادت مادر این خانواده، بانوی دو جهان، فاطمه الزهرا (س)، نماهنگی از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد که بسیار دردآور بود! درد بر مظلومیت علی که ما چقدر او را نمی شناسیم!!!! 

در این نماهنگ، میخی میلگردی (که هرگز در نجاری کاربرد ندارد!!) از در خانه ی علی بیرون زده و از آن خون می چکید!!! با خود اندیشیدم: اگر علی این قدر آدم مضمحل و بی تفاوتی بوده که چنین میخی را از درِ خانه اش بیرون نکشیده یا سر آن را خمیده نکرده و چه بسا باعث آزردگی مکرر اهل خانه بوده و در نهایت، به پهلوی خاتون خانه اثر کرده!!! پس این علی چگونه می خواسته جامعه ای را مدیریت کند؟!!! 

خدا کند ما دوستداران اهل بیت، مصداق دوستی خاله خرسه نباشیم!