چندی پیش در پارلمان مجازی دستور جلسه ای برای ارایه راهکارهای درآمدزایی در آموزش و پرورش مطرح شد و همکاران عزیز طرحهای بسیار مفیدی ارایه دادند که امیدواریم راهکارهای اجرایی آنها نیز تدوین شود. کما این که نمایندگان شما در پارلمان حضوری (که من هم افتخار و توفیق حضور در آن را دارم) در حال رایزنی برای این مهم هستند و انشاءالله به زودی شاهد به بار نشستن این تلاشها باشیم. 

اما همان روزها نظر همکار محترمی در پارلمان مجازی توجهم را جلب کرد که گفته بود: همکاران عزیز! دامان مدرسه را به فعالیتهای تجاری و اقتصادی آلوده نکنید و بگذارید در مدرسه همچنان به روال گذشته، به امر مقدس تعلیم و تربیت بپردازیم! (نقل به مضمون) 

همانجا هم توضیح مختصری در پاسخ این همکار محترم نوشتم. این نگرش، نشان دهنده ی نگاه سنتی بعضی همکاران ما به آموزش و پرورش است؛ آموزش و پرورشی که در طول دهها سال، خروجی اش دانش آموزانی است که مدرک گرفته اند ولی تخصص و مهارت ندارند. نرخ بالای بیکاری و نامانوس بودن واژه ی «کارآفرینی» نتیجه ی این است که ما در مدرسه فقط به «امر مقدس تعلیم و تربیت» پرداخته ایم آن هم با کتابهایی که محتوایشان کمترین سازگاری با زندگی داشته اند!! انباشت معلوماتی در ذهن دانش آموز که معلوم نیست باید کجای زندگی او به کارش بیایند!! حتی می توان آمار بالای طلاق و دیگر مشکلات اجتماعی را هم در خلاهای آموزشی ریشه یابی کرد. آن وقت بعضی از همکاران عزیز ما همچنان بر ادامه ی «امر مقدس تعلیم و تربیت» به همان روال گذشته اصرار می ورزند!!  

بیایید چشمها را بشوییم و شیشه های عینکمان را عوض کنیم!! بیایید از زاویه ی دیگری به این نهاد بزرگ اجتماعی نگاه کنیم و آن را به جایگاه واقعی اش سوق دهیم. بیایید با تدوین محتوا و برنامه ای کارآمد، دانش آموزانی خلاق و کارآفرین تربیت کنیم و برای رسیدن به این هدف، ابتدا از خودمان شروع کنیم. 

عبارت «علم بهتر است یا ثروت» همان زمانهای قدیم هم که مطرح شده از ریشه و اساس، اشتباه بوده و قرار دادن این دو در مقابل یکدیگر، جامعه را به قهقرا می برد؛ چرا که از یک سو ثروتهای جامعه به دست افراد نااهل می افتد و روشهای علمیِ اقتصاد و تجارت، که رونق و پیشرفت را در پی دارند به فراموشی سپرده می شوند و از سوی دیگر دانشمندان جامعه ارزش و جایگاه واقعی خود را پیدا نمی کنند چرا که ملاک پایگاه اجتماعی در نگاه مردم، متفاوت می شود. 

به گمان من ثروت باید در خدمت توسعه ی علم قرارگیرد و علم باید منجر به تولید ثروت شود تا پیشرفت و توسعه و آبادانی پدید آید و فقر و بیکاری و تفاوت طبقاتی رخت بربندد و هر کس در جایگاه و پایگاه واقعی خودش قرار بگیرد!! 

در پایان این شعر طنز شاعر خوش قریحه (محمدرضا عالی پیام) را چاشنی کلام می کنم: 

بهر انشای مدرسه روزی 

باز پرسید دانش آموزی 

علم بهتر بود و یا ثروت؟ 

گفتمش علم ثروت اندوزی!!