چندی پیش، یه روز بچه ها پشت سر هم اجازه میخواستن بازنده که برن ... بیرون! چشمک 

دیدم این جوری نمیشه! گفتم هرکی واشرش سالمه چکه نمیکنه تا زنگ تفریح صبر کنه هر کی واشرش خرابه بره نیشخند 

دو سه روز بعد وسط درس یکی از بچه ها دوباره اجازه خواست بره بیرون! بهش اجازه ندادم. یهو علیرضا پا شد گفت: آقا اجازه بهش اجازه بدین! این لوله ش ترکیده!!!خنده خندهخنده 

یعنی صفا و سادگی این بچه ها منو کشته! تشویق