چندی پیش در یک الکتریکی بودم؛ خانمی وارد شد و مقداری سیم و لامپ و سرپیچ و کلید و باتری و... می خواست. شروع کرد به غر زدن که: از دست این معلما کلافه شدیم! هر روز یه دستوری میدن! هر روز یه چیزی می خوان! انگار که کار و زندگی نداریم باید یکسره با فرمایشهای اینا مشغول باشیم!! زمون ما از این خبرا نبود!! ... 

صاحب فروشگاه، ضمن اشاره به من، گفت: یکیشون همین جا ایستاده هرچی دوس داری بهش بگو!! 

خانم وقتی فهمید من معلمم کمی چرخش موضع داد و گفت: نه! آخه میدونید؛ معلما فکر میکنن این وسایلو واقعا خود بچه درست می کنه! خبر ندارن که ما پدر و مادرا درست می کنیم می فرستیم!! ... 

گفتم: ببینید خانم محترم! اولا ما معلما موندیم که با کدوم ساز شما پدر و مادرای گرامی حرکات موزون انجام بدیم!! اگه کار نکنیم و بی تفاوت باشیم میگین حقوق مفت میگیرن!! وقتی هم کار میکنیم حوصله ی همراهی ندارین!! غر می زنین شکایت می کنین!! .... همه ی جامعه زبونشون سر معلما دراز شده که معلم یعنی همیشه تعطیل!! در حالی که یک بچه ی خودشونو یک روز توی خونه تحمل نمیکنن!! یک روزی که بخاطر بارش برف، مدرسه تعطیل شده بود یک نفر توی یه جمعی شروع کرد به سمپاشی که: شما معلما سر کار هم میرین؟! برف میاد: تعطیل؛ بارون میاد: تعطیل؛ باد میاد: تعطیل؛هوا سرد میشه: تعطیل؛ گرم میشه تعطیل؛ سه ماه تابستون: تعطیل؛ 14 روز عید: تعطیل!! .... گفتم درسته! راست میگی! از ما معلما بیکارتر و مفتخورتر تو کشور پیدا نمیشه!! این همه دکتر و مهندس و حقوقدان و سیاستمدار و مدیر و تحصیلکرده و ... و.... هم که توی مملکت هست اینا از همون شکم مادرشون اینجوری بودن!!! ما که کار نمیکنیم!! ولی شما هم بدونین که میزان سواد جامعه از میزان احترامی که به معلماش میذاره مشخص میشه!! ... 

ثانیا: اگر بچه شما در 12 سالگی هنوز نمیتونه یه سرِ سیم رو دور یه پیچ بپیچه و ببنده بخاطر اینه که تا 7 سالگی قاشق دستش ندادین غذا بخوره!! غذاشو به دهنش دادین که مبادا لباسشو کثیف کنه!! یه تیکه گل رس یا خمیر بازی ندادین شکل بده که مبادا فرشتونو کثیف کنه!! یه خیار ندادین قاچ کنه که مبادا دستشو زخم کنه!! ... وگرنه این کاری که همکار ما ازش خواسته کاری نیست که نتونه و شما براش انجام بدین!!

ثالثا: ما هم میدونیم که این وسیله رو خود شما ساختین نه بچه تون!! ولی اشکالی نداره! چون هدف، یادگیریه! شما هم که یه مطلب جدید یاد بگیرین یا یه تجربه جدید کسب کنین ما به هدفمون رسیدیم!! 

گفت: نه دیگه ما آردمونو بیختیم و الکمونو آویختیم! دیگه نیاز نداریم چیزی یاد بگیریم!! 

گفتم: این نگرش شما بخاطر اینه که بین یادگیری و زندگی، خط مرزی رسم میکنین! در حالی که یادگیری همیشه پایه و اساس زندگیه و ربطی سن و سال نداره. اصلا بدون یادگیری، زندگی امکان پذیر نیست!! 

 منِ معلم هم اگر بخواهم یاددهنده ی خوبی باشم ابتدا باید خودم یادگیرنده ی خوبی باشم!! اگر قرار باشد که من امروز در کلاس درسم به همان روشی آموزش دهم که سی سال قبل، خودم آموزش دیده ام، یعنی نسل امروز از نسل من جلوتر نخواهد رفت!! امروزه روند پیشرفت علم بسیار سریع است و به روز رسانی دانسته ها و آموخته ها بیشتر ضرورت دارد؛ در حالی که یک شاعر شیرین سخن فارسی، بیش از هزار سال پیش به زیبایی این ضرورت را بیان کرده است: 

میاسای زآموختن، یک زمان

به دانش میفکن دل اندر گمان

چو گویی که وام خرد توختم

همه هرچه بایستم آموختم، 

یکی نغز بازی کند روزگار

که بنشاندت پیش آموزگار!!