زنگ علوم، بدون هیچ توضیحی از بچه ها خواستم به حیاط بروند و روی سکو بنشینند. 

آکاسیف بزرگی را به دست دو نفر دادم و از آنها خواستم آن را عمود بر زمین گرفته و مسافتی را بدوند. سپس آن را مایل نگه داشتند و همان مسافت را طی کردند. این آزمایش را چند گروه دو نفره تکرار کردند. دوباره بدون هیچ توضیحی به کلاس برگشتیم. اشتیاق بچه ها برای بیان آن چه فهمیده بودند خیلی زیاد بود و هر کدامشان - حتی آنها که آزمایش را انجام نداده و فقط شاهد آن بودند - با اصرار اجازه میخواستند که زودتر موضوع را توضیح دهند. بله! پسرای شیطون به خوبی مفهوم آیرودینامیک را حس و تجربه کرده و فهمیده بودند! البته که هوش سرشار بعضیشان خیلی زود دریافت که هدف من از انجام این آزمایش این بوده که آنها بفهمند بدنه ی خودروشان را چگونه طراحی کنند. 

امسال بنا دارم مسابقه ی ماشینهای بادکنکی را با تفاوتهایی نسبت به دو سال گذشته و به صورت یک جشنواره خانوادگی برگزار کنم. این طرح، به ماشینهای بادکنکی محدود نمی شود و همه ی «ماشینهای خودپیشران» که بچه ها و خانواده هایشان در دست ساخت دارند شرکت خواهند کرد. این خودروها با بادکنک یا کش یا وزنه و یا پیشرانه های دیگری حرکت خواهند کرد. هدف این طرح، توجه دادن ذهن جامعه به انرژیهای پاک است. امروز بچه ها طرحهایی برای ساخت پیشرانه ای که به صورت ترکیبی (مثلا باد و آب یا آب و وزنه) کار کند ارایه کردند. 

حال باید تا دو یا سه هفته ی دیگر صبر کنیم تا ببینیم این دانشمندان کوچک، ایده هایشان را چگونه عملی خواهند کرد!! در صورت نیاز، فرصت بیشتری در نظر خواهم گرفت تا نتیجه ی بهتری به دست آید.