رهاورد دیدار (1)

قبل از نوشتن، از این که ارسال این پست به تاخیر افتاد پوزش میخواهم. از دوستان عزیزی که جویای احوال بودند صمیمانه سپاسگزارم. 

همان طور که قول داده بودم یادداشتهایی را که از نشست و گفتگو با خانم دکتر صالحی برداشته ام جمع و جور کردم تا تقدیمتان کنم. 

نظام آموزشی آمریکا از 4 دوره: آموزش ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و پیش دانشگاهی تشکیل شده است. دوره ی پیش دانشگاهی دو سال است.

در این کشور، 4 نوع مدرسه فعال است:

- مدارس دولتی که تمام هزینه های آن از سوی دولت پرداخت می شود و خانواده ها شهریه ای نمی پردازند. 

- مدارس نیمه دولتی که دولت به خانواده های دانش آموزان، کوپنهایی به عنوان کمک هزینه ی خرید خدمات آموزشی از این مدارس می پردازد. 

- مدارس خصوصی که عمدتا مذهبی هستند و در آنها سختگیری زیادی در امور آموزشی و انضباطی می شود؛ پوشش خاص، ممنوعیت آرایش و... از ویژگیهای دیگر این دسته مدارس است. هزینه ی تحصیل در این مدارس، بسیار بالاست. 

- مدارس خانگی؛ بعضی از خانواده ها ممکن است به فضای مدارس اعتماد نداشته باشند یا به دلیل مسایل امنیتی یا دوری راه و مشکلات تردد، نخواهند بچه هایشان را به مدرسه بفرستند. این خانواده ها می توانند بچه هایشان را مطابق استانداردهای محتوای آموزشی ایالت یا شهر خود، در خانه آموزش دهند. این بچه ها فقط در امتحانات پایان سال شرکت می کنند.

البته برای کمک به مدارس دولتی، گاهی دانش آموزان با درست کردن شیرینی و فروش آن به صورت خانه به خانه برای مدرسه پول جمع می کنند. شیرینی هایی که گاه ممکن است قابل خوردن هم نباشد. ولی چون خرید آن کمک به مدرسه است، همه خرید می کنند! گاهی هم این مراجعه بدون شیرینی است. در هر صورت، همه ی ساکنان محله (حتی آنهایی که بچه ای در مدرسه ندارند به مدرسه کمک می کنند!)

ساعت آموزشی روزانه معمولا از 7/30 تا 14/30 (7 ساعت) است ولی پس از پایان ساعت آموزشی، مدرسه باز است و دانش آموزانی که بخواهند می توانند تا ساعت 19 در مدرسه بمانند و از امکانات ورزشی یا فرهنگی آن استفاده کنند. 

خانواده ها باید هر ماه یک بار بعد از ساعت آموزشی (معمولا بین ساعت 17 تا 19) به مدرسه بیایند و در امور مدرسه و آموزش با معلمان همکاری کنند. 

همه ی دبستانها و دبیرستانها پرستار (مربی بهداشت) و مشاور دارند. 

دانش آموزان با نیازهای ویژه، در مدارس عادی پذیرش می شوند ولی برای کلاسهایی که این دانش آموزان حضور دارند، امتیازهای بیشتری در نظر گرفته می شود (مانند معلمیار یا تراکم پایین تر). بخش عمده ای از زمان آموزشی و منابع مالی آموزشگاه برای این دانش آموزان اختصاص می یابد.

مدارس در سطح مطلوبی به فناوریهای نوین آموزشی مجهز شده اند. زیرا شرکتهایی مانند مایکروسافت یا اپل، هر ساله تعداد زیادی تبلت به صورت رایگان بین دانش آموزان توزیع می کنند!

کارنامه دانش آموزان به خودشان تحویل می شود و موارد رفتاری و آموزشی نیز فقط با رضایت دانش آموز به اطلاع خانواده اش می رسد؛ یعنی حریم خصوصی و محرمانه بین معلم و دانش آموز حفظ می گردد. 

محتوای آموزشی به صورت ایالتی و غیرمتمرکز تدوین می شود. معمولا امور سیاسی و نیز مبانی ایدئولوگ گروه های اجتماعی در آن نفوذ دارد. هر معلم کتابهای درسی مورد نظر خود را از بین کتابهایی که شرکتهای نشر کتابهای دانش آموزی چاپ و ارایه کرده اند انتخاب می کند و هیچ معلمی ملزم نیست که کتاب ارایه شده را به طور کامل تدریس کند. 

نوع آموزش بر اساس یادگیری تجربی و کاربردی است. دانش آموزان آمریکایی حتی ریاضی را به صورت تجربی یاد می گیرند و در مبانی تئوریک ریاضی ضعیفند. (خانم دکتر یادآور شد که نقطه ی مقابل همین امر باعث موفقیت تحصیلکردگان ایرانی در آمریکاست!) 

همچنین رفتارهای آموزشی به صورت دموکراتیک و مبادله ای و احترام متقابل و با تاکید بر مشارکت تیمی در یادگیری هستند. 

آموزش هنر و موسیقی در برنامه ی رسمی قرار دارد. 

در شهرهایی که شرکتهای بزرگ (مانند بوئینگ) قرار دارند، محتوا و رفتارهای آموزشی به گونه ای جهت می یابد که دانش آموزان برای استخدام در این شرکتها آماده شوند.

دوره های دانش افزایی معلمان به صورت دوره ای و مرتب برگزار می شود و هر معلم باید هر سال 100 ساعت دوره بگذارند. اعتبار گواهینامه ی این دوره ها 5 سال است و برای تمدید آن باید شرکت در دوره های سالانه تداوم داشته باشد. 

درآمد معلمان به طور معمول و نسبت به دیگر کارکنان دولت بالا نیست و حقوق یک معلم تازه کار حدود 35000 دلار در ماه است که برای زندگی در شهری مثل واشینگتن، پایین است. اما آموزش و پرورش این کشور برای بعضی درسها کارکنان بازنشسته شرکتهای بزرگ صنعتی را به عنوان معلم به خدمت می گیرد که آنها را با عنوان sinior می شناسند و میزان حقوقشان بالاست. 

اتحادیه های آموزگاران دولتی، بسیار فعال و کاملا مستقل است و منابع مالی آن از محل حق عضویتی که معلمان پرداخت می کنند تامین می شود. این اتحادیه ها حتی می توانند بر مراکز سیاسی و تصمیم سازی و نیز انتخابات ایالتی یا ملی تاثیر بگذارند. 

خانم دکتر صالحی در پاسخ به سوالی پیرامون ناامنی و حمل سلاح در مدارس آمریکا گفت: متاسفانه این یک واقعیت است. این امر، بخشی از پیامد و هزینه ی یک نظام اجتماعی آزاد است که در کنار خوبیهای فراوانش این تبعات را نیز به همراه دارد و باید با رشد شعور اجتماعی، آن را کاهش داد. 

در پایان، جمع بندی آقای دکتر بلوکی را نیز از سخنان خانم دکتر صالحی تقدیمتان می کنم (بدون دخل و تصرف!): 

1- آموزش و پرورش در جهان محور توسعه است پس ابعاد نهفته ای در آموزش و پرورش آمریکا وجود دارد که توجه به آن ما را در تحلیل و نقد آموزش و پرورش کمک می کند.

 

2- یکی از اساسی ترین تفاوت ها بین آموزش و پرورش آمریکا و آموزش و پرورش ایران فلسفه آموزش و پرورش است .

به طور نمونه در آموزش و پرورش ابتدایی در آمریکا هدف تربیت انسان مولد است که در این راستا ، انشاء ، کاردستی و تایپ کردن مهمترین رویکرد های آموزشی را دارد .در آموزش وپرورش ما هدف تربیت انسان موحد است برای همین محفوظات بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.

 

3- رویکرد آموزش و پرورش آمریکا انسان محوری است لذا نیازهای مادی انسان در راس توجه است ودر آموزش و پرورش ما رویکرد ایمان محوری است و نیاز های معنوی مورد توجه است.

 

3- نظام آموزش و پرورش ما متمرکز است اما در آمریکا نیمه متمرکز

 

4- در آموزش و پرورش آمریکا پلورالیزم (تکثر گرایی) پذیرفته شده و برایش قانون وضع شده است و در آموزش و پرورش ما یکپارچگی و یکسان سازی مورد توجه است.

 

5- در آموزش و پرورش آمریکا به ساده کردن علوم در آموزش اهمیت داده می شود و در آموزش و پرورش ما پیچیدگی یک ارزش به حساب می آید.

 

6- رقابت پروری در اوج اجتماعی بودن جز برنامه های آموزش و پرورش آمریکا ست اما در آموزش و پرورش ما قهرمان پروری بیشتر مد نظر بوده است به طوری که 70 درصد امکانات آموزش و پرورش در ایران صرف 30 درصد دانش آموزان در مدارس خاص می شود و توزیع ناعادلانه برای قهرمان سازی بچه ها از دیگر موارد اختلافی است.

 

7- آموزش وپرورش معلمان در آمریکا بسیار جدی و مهم دیده شده است اما در ایران آموزش و پرورش معلمان یک فعالیت فوق برنامه است.

 

8- انجمن اولیا ء در مدارس آمریکا نقش فعال دارد و بسیاری از قوانین و مقررات مدرسه را تدوین می کند و بازوی مهم مدیریت مدرسه است . اما در ایران انجمن اولیاء بیشتر نقش تشریفاتی دارد.

 

9- کتاب های درسی و محتوی آموزشی توسط یک سیستم پویا و مشارکتی و با حجم کم تهیه می شود ولی در ایران محتوی آموزشی غیر مشارکتی و با حجم سنگین طراحی می شود.

 

10- سندیکاهای معلمان در آموزش و پرورش آمریکا فعال و با رویکرد تیمی شکل می گیرد ولی در ایران سندیکای معلمان در قالب یک گروه منفعل و غیر تیمی حضور پیدا می کند.

/ 3 نظر / 49 بازدید
جغ رافیا

سلام عبدالله جان گل[گل] ره آورد را تمام و کمال خوندم. تفاوت در نگرش ها آموزش کودک و نوجوانان نزد اونا با شرقی ها بسیاز زیاداست. اونا به انسان مولد فکر می کنند ما به انسان موحد. اونا موفق اند ما کم سعادت. حجم کتاب ها در ایران بخصوص در دبیرستان در بعضی دروس خیلی زیاد است و اتمام آن فراتر از 9 ماه را طلب می کند. حجم کم اما پر محتوا بهتر از جحم بیشتر و تکرار مکرات است. به همین دلایلی که به طرز زیبا در این پست ارائه فرموده اید، اونا 90 درصد علم را در سطح کره زمین تولید می کنند و سرقی ها بیشتر مصرف کننده و دخیره کننده علوم تولیدی آنهاست. به امید روزها خوش در همه زمینه های آموزش و یادگیری در پناه حق موفق و توانا باشید. ساغ اولاسیز.[گل]

نغمه ی مهر میهن

- در آموزش و پرورش آمریکا به ساده کردن علوم در آموزش اهمیت داده می شود و در آموزش و پرورش ما پیچیدگی یک ارزش به حساب می آید. واقعا چرا ما تو کلاس سوم باید لقمه رو دور سرمون بچرخونیم.همین جمع و تفریق فرایندی...اگرچه شیرینه و مثل بازیه ...اما.... ما باید روی همون جمع و تفریق و ضرب و تقسیم تو ابتدایی بیشتر انگشت بذاریم تا حجم زیادی از مطالب که به نظر من برخی فقط حاشیه اند.به هر حال مطالبی که نوشتید و جمع اوری کردید واقعا عالیند.دستتون درد نکنه و خسته نباشید.[گل]