آقای وزیر! به چه دل خوش کرده ای؟!

این هفته برای جامعه ی فرهنگیان، آغازی تلخ داشت؛ شهادت همکار عزیزمان در کلاس درس و به دنبال آن، سکوت سنگین رسانه ی ملی، دولتمردان، قوه قضاییه و... کاممان را تلختر کرد. 

با وجود شعارهای پرطمطراق که درباره شان و منزلت معلم، بر زبان دولتمردان جاری است، رفتار دوگانه و متناقض آنان، پشت این ظاهر متمدنشان سیاست نسل اول قجری را پیرامون سطح سواد مردم، نمایان می کند و آن وصیت معروف را بخاطر می آورد که همگان می دانند! 

در نظام اداری سنتی، کارمند و ارباب رجوع در مقابل یکدیگر بودند؛ ولی در زمانهای قدیم!! یک رییس جمهور خردمند، با طرحی به نام «تکریم ارباب رجوع»، این دو را در کنار همدیگر قرار داد و حقوق و وظایف هر طرف را مشخص نمود. به دنبال اجرای این طرح، در ادارات، «منشور اخلاقی کارکنان» تدوین و نصب گردید. اما در مدارس، هنوز «آیین نامه تخلفات اداری» نصب است! حضور این آیین نامه از دو سو موجب خسران است: ابتدا در معلمان، به جای تقویت نکات مثبت، نکات منفی را به رخ می کشد و بیان می کند. به معلم می گوییم نقاط قوت دانش آموز را بزرگتر ببین؛ اما برای خود معلم، همواره نکات منفی را مقابل چشمش علم می کنیم!! از سوی دیگر باعث می شود که افراد کم جنبه، زبانشان در مقابل معلمان دراز شود و رفتارشان نامناسب. بخصوص که اطلاعیه ی ممنوعیت تنبیه بدنی با متنی بسیار نامناسب تدوین و در تابلوهای اعلانات مدارس نصب شده است!!: «چنانچه معلمی اقدام به تنبیه بدنی نماید، مسئولیت هر گونه پیامد ناشی از این اقدام، مستقیما به عهده ی خود اوست!!» این نحوه ی انشایی، دانش آموزان مساله دار را برای اهانت به معلمان، تشویق و تحریک می کند. 

در بیمارستانها یک منشور حقوق بیمار نصب شده تا بیمار بداند که باید از چه مزایایی برخوردار شود. در کنار آن علاوه بر منشور اخلاقی کارکنان، یک پلاکارت هم نصب شده که «هر گونه برخورد اهانت آمیز با پرسنل، مصداق جرم است و پیگرد قانونی دارد» این یعنی استیفای حقوق دو طرف! اما در مدارس ما و به طور کلی در نظام آموزشی ما حقوق مدنی و اجتماعی معلمان، محلی از اعراب ندارد!! 

ملاحظه بفرمایید که رسانه ی ملی، تصویر یک قاچاقچی مواد مخدر یا یک سارق مسلح یا قاتل جنایتکار را شطرنجی می کند ولی معاون مدرسه ای را که از رفتارهای نابهنجار یک دانش آموز، به تنگ آمده و او را تنبیه کرده (آن هم نه تنبیهی غیر متعارف که موجب خسرانی شود) و همین امر باعث لغو ابلاغ معاونت وی شده، تصویرش را کامل و تمام رخ نشان می دهد!!!

اگر قطره خونی از دماغ دانش آموزی بیاید صدا و سیما آن را در بوق و کرنا می کند؛ دولتمردان، واکنش نشان می دهند و پیگیری می کنند؛ حال همین دولت مردان در قبال کشتن یک معلم آن هم در کلاس درس چه واکنشی نشان داده اند؟!! 

آیا ما نباید در محیط کارمان احساس امنیت کنیم؟!! آیا این توقعی نابجاست؟!! 

آقای وزیر! به چه دل خوش کرده ای؟!!

/ 3 نظر / 11 بازدید
زهرا

باسلام بها دادن زیاد به دانش اموز ان ،حمایت همه جانبه از دانش اموزان وبها ندادن به شان والای معلم باعث بروز چنین حوادثی می شود.

س محمدپور

با سلام متن بسیار زیبایی بود من هم با شما موافقم. ولی معنی این سکوت سنگین و بی اعتنایی را نمی فهمم. نیاز به تفکر و تامل ندارد که واکنشی به دنبال داشته باشد. حداقل این است که انسانی به قتل رسیده است. ولی زمانی که صحبت استاد و شاگردی می شود ... وااسفا از ...

همسفرشکوفه ها

سلام واقعا همین طوره که گفتید شغل ماکه ازنظرمادی چیزی برامون نداره فقط به خاطر علاقه ی خودمونه که ادامه میدیم اینم شده مثل این دوسال گذشته که مدارس روازنظر مالی تامین نکردن واگه مدیری خواست باکمک اولیا مدرسه رویچرخونه یه ازخدابی خبر که حرفی بزنه صداوسیمااونو توبوق وکرنا میکنه حالاهم که امنیت جانی نداریم................