دو حکایت و یک نتیجه! (3)

بهانه ی نوشتن! 

همان طور که شما عزیزان هم در نظرهاتان اشاره کرده اید این حکایتها ممکن است در زندگی همه مان مصداق داشته باشد. یعنی هر کدام از ما ممکن است عادتها یا رفتارهایی موروثی داشته باشیم که دلیل آن را ندانیم؛ مولوی بزرگ می گوید: «خلق را تقلیدشان بر باد داد!» و ما با این عادتها و رفتارها باید منتظر چه سرنوشتی باشیم؟! 

این رفتارها ممکن است فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و یا حتی اعتقادی باشند. در حال حاضر من به هیچ کدام اینها نمی خواهم بپردازم. فقط امیدوارم این حکایتها تلنگری برای همه مان باشد تا از این پس، در مورد رفتارهایمان حساس باشیم و بیندیشیم. آیا هر رفتاری که طبق عادتی انجام می دهیم برایش دلیلی داریم؟ 

اما بهانه ی نوشتن این مجموعه، دستور جلسه ای است با موضوع راهکارهای ارتقای منزلت اجتماعی معلمان که آقای قوامی نژاد (مدیر فرهیخته آموزش و پرورش نیشابور) هفته ی گذشته در پارلمان مجازی مطرح کرده است. اگر برایتان زحمتی نیست نگاهی به آن دستور جلسه بیندازید تا در پست بعدی گفتگو را ادامه دهیم! 

... ادامه دارد

/ 3 نظر / 8 بازدید
محمد

كجا باید رفت؟..... ز كه باید پرسید؟!!! واژه عشق و پرستیدن چیست؟ جان اگر هست چرا در من نیست؟ من كه خود می دانم .. راه من راه فناست قصه عشق فقط یك رویاست.... اه ای راه سكوت... اه ای ظلمت شب.... من همان گمشده ی این خاکم به خدا عاشق قلبی پاكم........... [گل] سلام و خداقوت همكار محترم مثل هميشه زيبا و آموزنده است. موفق باشيد. [گل]

س محمدپور

سلام وقت عالی بخیر راستش من آدم بد بینی نیستم ولی تا حالا که بیش از 20 سال از دوران خدمتم در آموزش و پرورش میگذره ازین دست مطالب در جاهای مختلف به کرات بیان شده و در عمل اتفاقی نیفتاده. تنها چیزی که اینگونه مطالب به همراه داشته این بوده که اذهان عمومی رو در مقابل فرهنگیان قرار داده و طوری وانمود شده که معلمان هیچ کار نمی کنن وفقط حقوق میگیرن. آخه قصه افزایش حقوق و مزایای فرهنگیان خیلی شبیه طبل میمیونه. سروصداش زیاده ولی چیزی توش نیست. با اجازتون امروز دانش آموزامونو برده بودیم تریاپارک برای آموزش مسایل ترافیکی و آقایی که برای بچه ها صحبت میکرد وسط حرفاش گفت خدا رو شکر که معلم نشدم. خدا بهتون صبر بده خیلی کاره که معلما دیوونه نمیشن. متاسفانه عوام در جریان شرایط کاری معلمان نیستند. بقول معروف آوای دهل شنیدن از دور خوش است.بهر حال امیدوارم مدیرانی امثال آقای قوامی نژاد بیشتر و بیشتر سکاندار امور آموزش و پرورش باشن و چراغ خاموش و بدون سروصدا حرکت کنن تا شاید فرجی حاصل بشه.انشاالله در پناه حق سربلند باشید